X
تبلیغات
رایتل
عروس مرده

چهارشنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1387
برای مردها.................

 

سلام هم خونه ای من

و هم خونه ای که با هم اتاقی خیلی فرق می کنی

این یه نامه ست . که من برای تو می نویسم. برای تو که هیچ وقت این نامه رو نمی خونی. برای تو که هیچ وقت پست های من و نمی خونی. چون که برای تو چیزهای مهم تری برای خوندن هست

چون برای تو هیچ وقت مهم نیست که من به چی فکر می کنم و چی می نویسم و چی می گم

چون کسای زیادی هستن که برای تو مهمن. کسای زیادی هستن که با تو حرف بزنن و تو بهشون گوش بدی و باهاشون بخندی و باهاشون حرف بزنی

اونا رو بیشتر از هر چیز دوست داشته باشی و خوش ... خوش ... و خوشبخت باشی

دارم برای تو می نویسم که نمی دونم چرا این قدر تو رو دوست دارم و نمی دونم چرا تو می گی که این قدر من و دوست داری.

می خوام برای تو بنویسم.

دلم می خواد بهت بگم بدونی که چقدر از مردها متنفرم. که الان... درست از همین امروز چقدر از همه ی مردها متنفرم

از بیست ساله ها ، سی ساله ها ، چهل ساله و بیشترساله هاشون

چقد دلم می خواد بهت بگم که یه مرد خوشبخت مردیه که زن های زیادی واسه خوشبخت بودنش داره. و یه زن خوشبخت زنیه که هیچ مردی برای خوشبختیش نداره

چقد تا الان دلم می خواست هر چی که می دیدم برات تعریف کنم. از مردهایی که می بینم. از مردهای خوشبختی که می بینم. از خوشبختی .... خوش....خوش....

و از زن های تنهای زندگی من... که در آشپزخانه با ظرف ها زندگی می کنند

و دلم می خواست بهت بگم که چقدر از زن ها متنفرم.

و زن ها

که خوشبختی اون ها در ندانستن اون هاست

و این مهم ترین جمله ای است که در طول تمام عمرم زده ام. و کاش کسی همون قدر که من در طول تمام عمرم به این جمله فکر کردم به اون فکر کرده باشه

حالا.. هم خونه ای من

که هیچ فرقی با هم اتاقی نمی کنی

این دیگه یه نامه نیست. و اون رو برای تو نمی نویسم. چون تو هیچ وقت این رو نمی خونی.